علی اصغر من
اولین جمعه ماه محرم مامان جونم طبق نظری که سال اول ازدواجم کرده بودم شمرولباس علی اصغری پوشوندم و بردمت حرم برای مراسم شیرخوارگان حسینی
خیلی خوب بود خدا قبول کنه انشاالله
یه حس و حال عجیبی بود انگار امسال برای اولین بار بود که روضه علی اصغر رو میشنیدم و با جان و دلم حس می کردم یه لحظه هم نمی تونستم خودمو جای رباب بزارم چون همونجا دق می کردم از ترس نداشتنت
خدارو صد هزار مرتبه شکر که شما سالمی بچه های مریض خیلی بودن خدا همه رو شفا بده به حق همین روزای عزیز
الهی امین



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


علی اصغر من 



